سبک‌ها

رئالیسم و هایپررئالیسم؛ تفاوت در کجاست؟

«رئال کار می‌کنم» جملهٔ پرتکراری است، اما زیر آن سه چیز متفاوت پنهان شده است. تفکیک‌شان مهم است، چون هرکدام تمرین دیگری می‌خواهد.

سه اصطلاح، سه هدف

  • ناتورالیسم: وفاداری به آنچه چشم می‌بیند، بدون آرایش و انتخاب. هدف، ثبتِ صادقانهٔ واقعیت است.
  • رئالیسم: تصویرِ باورپذیر از واقعیت، اما با انتخاب هنرمند — کجا جزئیات باشد، کجا نباشد، چه چیزی حذف شود. بیشترِ پرتره‌ها و منظره‌های استادانه در این دسته‌اند.
  • هایپررئالیسم: جزئیاتی بیش از توان معمول چشم، در ابعاد بزرگ؛ نتیجه چیزی است که «واقعی‌تر از واقعیت» به‌نظر می‌رسد. این یک هدف سبکی است، نه سطح بالاتری از رئالیسم.

یعنی هایپررئالیسم پیشرفتِ رئالیسم نیست؛ شاخهٔ دیگری از آن است. کسی که پرترهٔ رئالیستیِ خوبی می‌کشد لازم نیست بعداً هایپررئال کار کند.

چرا «جزئیات بیشتر» جواب نمی‌دهد

مبتدی که می‌خواهد کارش واقعی‌تر شود، تارِ مو اضافه می‌کند. اما تصویرِ باورپذیر روی سه ستون می‌ایستد:

  • تُن: روشنی هر ناحیه نسبت به بقیه درست باشد. یک کارِ بدون هیچ جزئیاتی که تُن‌هایش درست است، از دور واقعی به‌نظر می‌رسد.
  • لبه: در واقعیت هیچ‌چیز یک نوع لبه ندارد — لبهٔ فکِ روبه‌نور تیز است، لبهٔ گونه در سایه نرم، و لبهٔ موی پرواز‌کرده گم‌شده. یکسان کشیدنِ همهٔ لبه‌ها، کار را شبیه برچسب می‌کند.
  • بافت: پوست، پارچه و فلز نور را به سه شکل متفاوت پس می‌دهند. تفاوت بافت با نوعِ لبه و شدت هایلایت ساخته می‌شود، نه با پرداز بیشتر.

تفاوت با عکس

دوربین چیزهایی می‌کند که چشم نمی‌کند: سایه‌ها را بیش از حد تیره ثبت می‌کند، رنگ‌ها را اشباع می‌کند و همه‌جای تصویر را با یک درجه وضوح نشان می‌دهد. کارِ رئالیستیِ خوب از عکس، در همین سه نقطه از عکس فاصله می‌گیرد: سایه را باز می‌کند، اشباع را می‌شکند، و وضوح را جایی که موضوع است متمرکز می‌کند. نقاشی‌ای که مثل عکس، همه‌جا یکسان واضح است، همیشه کمی مصنوعی به‌نظر می‌رسد.

مسیر یادگیری

  • گام اول — طراحی: تناسبات و تُن با مداد و زغال. رئالیسمِ رنگی روی طراحیِ ضعیف بنا نمی‌شود. راهنمای شروع طراحی چهره نقطهٔ آغاز است.
  • گام دوم — مونوکروم: اجرای کاملِ یک موضوع با یک رنگ و سفید. مسئلهٔ تُن را از مسئلهٔ رنگ جدا می‌کند.
  • گام سوم — پالت محدود: سه رنگ اصلی و سفید. مهارتِ ترکیب رنگ اینجا ساخته می‌شود، نه با ست‌های پرشمار.
  • گام چهارم — پالت کامل و لایه‌گذاری: کار چندجلسه‌ای، لعاب‌کاری و پرداختِ نهایی.

این ترتیب، همان مسیری است که در آموزش سنتیِ کارگاهی طی می‌شود و دلیل کارآمدی‌اش این است که در هر گام فقط یک متغیر اضافه می‌شود.

واقع‌بینی دربارهٔ زمان

یک پرترهٔ رئالیستیِ جدی، ساعت می‌برد — نه دقیقه. اگر انتظار دارید در چند جلسه به آن برسید، ناامید می‌شوید؛ و اگر بپذیرید که این یک مهارتِ ساخته‌شدنی در ماه‌ها و سال‌هاست، مسیر روشن و قابل‌طی است. آنچه سرعت می‌دهد، تمرینِ درست و اصلاحِ به‌موقعِ کار توسط کسی است که مسیر را رفته باشد.

جواد زلفی سال‌ها نزد استاد عباس کاتوزیان و استاد مرتضی کاتوزیان کار کرده و همین رویکردِ مرحله‌به‌مرحله را در دورهٔ رنگ روغن و دورهٔ طراحی آموزشگاه چشم سوم آموزش می‌دهد. نمونهٔ کارهای پرتره و رئالیستی در گالری آثار در اندازهٔ بزرگ قابل دیدن است.

→ بازگشت به فهرست مقالات
تماس با آموزشگاه واتساپ مسیریابی